باشگاه بازنده‌ها

‌مردها را چند بار می‌توان شکست؟ جدی‌ترین سوالی است که این روزها در سرم می‌چرخد. انسان‌ها تنها هستند و مردها تنهاتر. این را از بوکفسکی یاد گرفته‌ام. زندگی چیزی برای جدی گرفتن ندارد. لااقل می‌شود مردن بهتری انتخاب کرد. ما می‌ایستیم، نگاه می‌کنیم، و بالاخره شکست می‌خوریم. این عادت ما...

پاتوق‌ها در جنگ

انگار دوباره لال شده‌ام. انگار همان آدم قبل نیستم. از نوشتن در گوشی و با کیبورد متنفرم. نمی‌توانم. این روزها چه بر سرم آورده که نمی‌خواهم حتی گوشی موبایلم را بردارم، یادداشت‌هایش را باز کنم و کلمات را با لمس تک تک حروف روی صفحه کلید بسازم و بنویسم. چرا...

باز هم جنگ، باز هم کلمه

برخلاف خرداد و تیرماه سال چهارصد و چهار که از روز هفتم جنگ شروع به روزمره‌نویسی کردم، این بار در اسفند ماه که دوباره همه چیز شروع شد دست و دلم به نوشتن نمی‌رفت. تا سال تحویل شد، روزها گذشت و بالاخره سه چهار روز مانده بود که آتش‌بس موقت...

چرا تبختر ضد فضیلت است؟

در فلسفه رواقی، تبختر، خودبزرگ‌بینی و غرور نه‌تنها نشانه‌ای از نادانی فرد درباره خویشتن است، بلکه تهدیدی برای سلامت اخلاقی جامعه محسوب می‌شود. رواقیون معتقدند ارزش انسان در فضیلت درونی او نهفته است؛ یعنی در خرد، عدالت، خویشتن‌داری و شجاعت. اما فرد متبختر، به‌جای پرورش این فضیلت‌ها، ارزش خود را...

جستار چگونه به ما گوش دادن می‌آموزد؟

جستار (Essay) از ریشه‌ی فرانسوی essayer به‌معنای «تلاش کردن» می‌آید. جستار نه نوشتاری علمی‌ست و نه ادبی صرف؛ نه روایت است، نه تحلیل خالص. چیزی‌ست میان این‌ها. جستار جایی‌ست که اندیشه در حال شکل‌گیری‌ است، نه به‌منظور رسیدن به یک پاسخ نهایی، بلکه برای دیدن جهان از زوایای تازه، برای...